و من , آغاز فردا . . .

یه هدیه برای شروع ماه مبارک رمضان ؛

. .

بخش هایی از دعای ابوحمزه ی ثمالی

(که پیشنهاد میکنم  حداقل یک دور ترجمه  آن را مطالعه  کنید . . )

 

از کجا خیری بدست آورم ای پروردگار من !

با اینکه خیری یافت نشود جز در پیش تو

و از کجا نجاتی برایم باشد، با اینکه نجاتی نتوان یافت جز به کمک تو !

نه آنکس که نیکی کند بی نیاز است از یاری و رحمت تو

و نه آنکس که بد کند و جسارت بر تو کند و خشنودیت نجوید از تحت قدرت تو بیرون رود!

ای پروردگار من !

 بوسیله ی خودت تو را شناختم و تو مرا بر خود راهنمایی کردی و به سوی خود خواندی.. .

ستایش خدایی را که با من دوستی کند در صورتی که از من بی نیاز است

و ستایش خدایی را که نسبت به من بردبار ی کند تا به جایی که گویا گناهی ندارم! . . .

 

 

 

خدایا؛  من همه ی راههای مقاصد را به سوی تو باز می بینم

و چشمه های امید را بسویت سرشار میابم

و یاری جستن به فضل تو برای آرزومندانت مباح و بی مانع است . ..

پروردگارا ؛ مرا به پوشش خود بپوشان و به کرم ذاتت از سرزنش کردن من درگذر !

پس اگر دیگری جز تو برگناهم آگاه می شد ، آن گناه را انجام نمی دادم

و اگر از زود به کیفر رسیدن می ترسیدم باز هم خودداری می کردم

و اینکه با این وصف گناه کرده ام ، نه برای آن بود که تو سبک ترین بینندگانی و

یا بی مقدارترین مطلعین هستی ، بلکه برای آن بود که

تو ای پروردگار من ! بهترین پوشندگان و حکم کننده ترین حاکمان و پوشاننده ی عیوب

 و آمرزنده ی گناهانی! . . . .

ای دوست کسی که با تو دوستی کن و ای نور دیده ی کسی که به تو پناه آورد و از دیگران ببرد !

خدایا از تو میخواهم ؛ ایمانی که انتهایش ملاقات تو باشد

 و تا زنده ام داری به همان ایمان زنده ام دار

و چون بمیرانیم بر همان ایمان بمیرانم و چون برانگیزیم بر همان ایمان برانگیزم !

و پاک کن دلم را از ریاء و شک و خودنمایی در دینت  ،تا درنتیجه عملم خالص برای تو باشد . . . .

 

 

   + زینب مهاجری ; ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٤
comment نظرات ()