عنوانی به ذهنم نمی رسه
پریشب وقتی گلوم به قطر یه گردوی بزرگ ورم کرده بود و
داشتم خفه میشدم .به هوای اینکه اْریون هست رفتم بیمارستان .
دکتر گفت : احتمالا غم و بغضی در گلو داشتی و مانع شدی . . . ..
سعی کن گریه کنی تا .. .
وقتی بعد چند روز اومدم کامنتامو خوندم از شنیدن اینهمه حرفای
امید بخش و مهربانانه اونم از دوستای صمیمیم، کلی دلم باز شد!!!!!
واقعا سپاسگزارم.
بگذریم. . . .
. . . . .. .
موضوعی برای گفتن به نظرم نمیاد که بخواهد نوشته و خوانده شود
. . .. بجز کلماتی که در ذهنم رژه می روند . . .
آدم های عاقل ، آدم های زیرک، آدم های ابله، آدم های با اصالت
آدم های خوب، آدم های بد ،آدم های آدم، حواهای آدم،
حواهای موقر و محجوب ، حواهای خوب ، حواهای بی حیاء ،
حواهای فریب خورده ، حواهای مغرور ، حواهای احمق . . .
اصلا چه فرقی می کند . . . .
کلمات بی معنی و مزخرف ، حرفهای تکراری و بی خاصیت ،
دروغهای رنگ پریده و خاکستری ، درد بی دردی،
از تمام این اوصاف و اسامی و عبارات متنفرم . . .
مدام دنبال نقطه شروع ،مدام دنبال مقصر، مدام دنبال محاکمه ،
مدام در دام . . .
تمام این عبارات را دارم مچاله می کنم و در زباله دان تاریخ ذهنم دفن می کنم . . .
. . .
...
این شعرو بعلاوه چند حدیث به مناسبت بعثت حضرت محمد(ص)
میخوام بنویسم ، دوستان هم میتونن به این خاطر هر فحش و متلکی
که خواستن بارم کنن ، مهم نیست، با کمال میل پذیرا هستم . . .
"در صحرای غمرنگ دنیا
من، با رؤیاهای بالغ و آرزوهای مست
دنبال لاله ی عشقی بودم که رنج داغ نگیرد
در جست و جوی عبث سوختم
و سوختم . . .
با هجوم طوفان های داغدار ،
پر ریختم
تا در غروب
غروب خامی هایم
فریاد تو را شنیدم
ای پیغام آشنا
تو نعمت رنج را برایم تفسیر کردی
در پائیز آرزوهای مست
با اشگ مهربانت ،
داغ لاله های محزونم را زدودی
تو از کدامین ابر می نوشی
که اینگونه سرشاری؟
تو در کدامین آسمان ریشه داری
که اینگونه سر فرازی. . . "
( از مجموعه اشعار استاد علی صفائی
با اندکی تصرف ! )
نبی اکرم (ص) ؛
· هرکس برادر خود را برای گناهی که از آن توبه کرده است
سرزنش کند، نمیرد تا خود آن گناه را مرتکب شود!
· با منزلت ترین مردم نزد خداوند در روز قیامت، کسی است که در
راه خیرخواهی برای خلق او ، بیش از دیگران قدم بردارد!
· میان مسلمان و کافر فاصله ای جز این نیست که نماز واجب را
عمدا یا از روی سبک شمردن آن ،ترک می کند!
نظرات ()
